ميرزا محمد حيدر دوغلات
474
تاريخ رشيدى ( فارسي )
على الخصوص خان به زبان حال هميشه مترنم اين مقال بود كه : تركيب تن خاكيم از لاى شرابست * جمعيت ما در قدح بادهء نابست هرگز سحرى ندميدى و صبحى دم نزدى كه خان در آن صبح صبوحى را دم در نكشيدى . هرگز جام زرين آفتاب در بزم چرخ فلك دور نزدى كه پيالهء باده ناب را در چرخ درنياوردى . هيچ شامى كاسه سيمين هلال از باده گلگون شفق برنگشتى كه در بزم شبستان جام عشرت دور نگشتى . بيت : يك لحظه ز بزم شوق خالى نشوم * در بند زر و زى عالى نشوم « 1 » تمام خلايق عموما ، خان و خاصگيان خان خصوصا از افراط اقداح راح شب را ( 219 پ ) از روز و روز را از شب ندانستندى . نه از آمدن گردش روزگار خبر داشتندى و نه از رفتن اوقات واقف بودندى . بيت : آمدم مست به كونين « 2 » و مجنون رفتم * خبرم نيست كه چون آمدم و چون رفتم شيوع تجرعات به حدى رسيد كه هوشيارى را عار دانستندى و مستى را شعار كمال . اين مناهى از رجب سنه عشرين و تسعمايه 508 تا اواخر سنه ثمان و عشرين 509 امتداد يافت . بعد از آن ، خان را هدايت ازلى و عنايت لم يزلى از ارتكاب ملاهى مانع آمد كه در محلش مشروع گردد . ان شاء اللّه العزيز . « 3 » ذكر آمدن ايمن خواجه سلطان در ملازمت خان از طرفان در اواسط اين زمستان ، ايمن خواجه سلطان آمد . شرح آن اين است كه در تعداد فرزندان سلطان احمد مذكور شده بود كه ايمن خواجه سلطان برادر يك زايده خان بود . بعد از وفات سلطان احمد خان كه آقسو به جهت مخالفت امير جبار بيردى در تصرف ميرزا ابابكر افتاد و همه فرزندان سلطان احمد خان ، مع اولوس 510 به طرفان و چاليش
--> ( 1 ) . نگ : - بيت در عيش و راحت اى شه . . . نشوم . ( 2 ) . نگ : كوى . ( 3 ) . نگ : + فصل پنجاه و دوم .